یکی نیست که بگه دیوونه بس کنتوی دنیا شبیه اون هست خب دیگه کم کم من تو ترکم که فراموشم بشی گفتی دیگه نیا طرف من تو میری و یکی طلب من تهش اینه عشق همینه اصلا عاشق شم که چی بری دلخوش شم به چی خودتو جمع کن دلم بسه غصتو کم کن دلم اینجا هیشکی به هیشکی نیست ساده ای به خودت رحم کن دلم خودتو جمع کن دلم بسه غصتو کم کن دلم اینجا هیشکی به هیشکی نیست ساده ای به خودت رحم کن دلمپ.ن:توی ترک بودم برای اهنگ... ولی این بدجور به دلم نشست....میگما هرکی باعث شده شکست عشقی بخورم تو دوسال اخیر بیاد اعتراف کنه من موردی یافت نکردم واین حجم ناامیدی بیخودی بعیده ها...
سال اخر قرن رو دوست داشتم پر بود از شرایط خاص و خاطرات خوب و بد که دوستشان دارم...یک سالی که با خوشی سرکار دلخواهم بود با تمام اذیت ها و استرس هاش...خلاصی از خوابگاه خونه گرفتنهمخونه شدن با علی و هزاران هزاران اتفاق دیگر که الان شهریور ۱۴۰۱ بعضیهاش دیگه نیست تو خونه ام دیگه علی نیست ولی همه خیال میکنن هست ...کار دیگه ندارم و دوباره دربه در کار دلخواهمم کار هست پول نمیدن و من بیکاری رو به بیگاری ترجیح میدهم ...هنوزم سخته دخترباشی و تنها زندگی کنی حتی سنت زیاد باشه ......